(scroll down for Farsi)

Copy/Paste II (sfahan, Iran)
An International Exhibition Addressing the Phenomenon of “Copy / Paste” in the Cultural, Ecological, Economic, Identity- and Media-related Fields.

April 22 – May 5, 2017

CC Art Space and Aknoon Gallery
Isfahan, Iran

Participating Artists : Monica Bonvicini ; Candice Breitz ; Birgit Brenner ; Mathilde ter Heijne ; He Xiangyu ; Christian Jankowski ; Helmut + Johanna Kandl ; Christin Lahr ; Karin Sander ; Egill Sæbjörnsson ; Kai Schiemenz ; Anatoly Shuravlev and Vadim Zakharov

 

Conception and Curator: Shahram Entekhabi

Co-Curators: Asiyeh Salimian and Zartosht Rahimi

The exhibition Copy / Paste intends to review the phenomenon of reproduction, replication and transcription in art. Although it is familiar it is still not well researched and the phenomenon is defined differently around the world. As far as it has to do with the Middle East, Copy /Paste, like a mirage, lacks a tangible cultural truth and is not translated completely or pragmatically. On the other hand, deliberation into the phenomenon of copying or duplication has been deeply discussed in European art circles in the context of the concept of ‘aura’. Also, from what we read into Islamic art, traditionalists believe duplication is a process in the transcribing of text. It plays a powerful role and has an artistic and philosophic character reflecting the world views of each school of thought.
Walter Benjamin in his article titled The Work of Art in the Age of Mechanical Reproduction for the first time challenges the techniques and basic aesthetics of reproduction. According to him, “the ‘aura’ of a work of art disappears with the ‘capability of mechanical reproduction’. Reproduction of an original work of art allows for the possibility of its ‘updating’ and is a response to the needs of the beholder. Of course, with the changes in the media over the past 50 years, and especially with the arrival of electronic media, the internet and social networks, the definitions fall subject to these changes. Even so it seems that Benjamin’s point of view is up to date.
A type of Copy/Paste (from the understanding that Benjamin has assisted us to arrive at) can be seen in Islamic ornamentation. Since Islamic art is prohibited from direct illustration, Islamic motifs achieve their identity and beauty from geometric patterns and calligraphy. Geometry and its influence is the main axis of this region’s cultural aesthetics. Repetition of the initial shape, is the foundation of Islamic ornamentation which shows a great understanding of space. The reproduction and transcribing of Holy texts, which was regarded as a para-religious practice, allowed the calligraphers an outlet to express their feelings and creativity, but minimized the readability of the text with cursive Arabic lettering in favor of aesthetic appearance. In this digital age and era of globalization the phenomenon of reproduction has been intensified and accelerated. Even though this topic is connected to the advertising industry, in cultural and artistic discourse and phenomena such as biennials, it is regularly being challenged. The main axis of the work presented by the artists taking part in the Copy / Paste exhibition is their influence by reproduction in the areas of culture, environment, economy and media identity. In this way, they endeavor to answer questions that the production of art is now faced with more than ever before. Questions regarding authorship, printing rights, copy rights and lefts and such. At the same time they are concerned with the ability to identify the source and the control and manipulation of information in connection to the subject matter being presented.
Another subject is the limitation of the number of copies. ‘Limited editions’ (or multiple editions) create the possibility of enlarging the marketing scope for a finite number of copies of an original work of art. It can be said that perhaps they have become agents in promoting democracy in the art market, but naturally the exclusivity of each art work becomes vague.
These are the main concerns of this exhibition. Other subject matter of the project include: the art of forgery and plagiarism, reenactment, found footage and also the approach to propaganda, mass media and ecological monoculture.
Copy/Paste is a cultural and artistic attempt to introduce a collection of art meeting current world standards to the local Iranian art scene. Shahram Entekhabi, active artist and curator in both Europe and Iran, has created this project and brought it to fruition. All of the participating artists live in Berlin, and without exception are active on a global scope. Emphasis on artists living in Berlin, is not only because Entekhabi himself lives in Berlin, but that contemporary Berlin is a hub for international artists.
Included are representatives of the national pavilion at the Venice Biennale; Candice Breitz (2005 and 2017), Egill Saerbjornson (2017), Vadim Zakharov (2013), Monica Bonvicini (1999, 2001, 2005, ،2011, 2015), Christin Lahr (2015), Christian Jankowski (1999, 2013) and Anatoly Shuravlev(2009) Egill Sæbjörnsson has been selected to represent Iceland at the Fifty-Seventh Venice Biennale in 2017 and Candice Breitz and Mohau Modisakeng will present a major, two-person exhibition in the South African Pavilion, running from 13 May to 26 November 2017 in Venice, Italy. Candice Breitz, Birgit Brenner, Mathilde ter Heijne, Christian Jankowski, Christin Lahr and Karin Sander are professors in European universities and academies. Christian Jankowski was the curator of the “Manifesta 10” in Zurich. Helmut and Johanna Kandl, He Xiangyu, Karin Sander and Kai Schiemenz have all had art work and/or projects in international biennales and major museum around the world.

––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––

 

کپی پیست ۲

نمایشگاه گروهی بین المللی با اشاره به پدیده کپی پیست در زمینه های فرهنگی، محیط زیست، اقتصاد، هویت، و رسانه

هنرمندان شرکت کننده: مونیکا بن ویچینی ; کندیس برایتز ; بریگیت برنر ; ماتیلده تر هاینه ; هی ژانگجو ; کریستیان یانکوسکی ; هلموت + یوهانا کاندل ; کریستین لار ; کارین ساندر ; اگیل سربیونسون ; کای شیمنز ; آناتولی شوورالف ; وادیم زاخاروف

ایده و کیوریتور: شهرام انتخابی
کو کیوریتورها: آسیه سلیمیان و زرتشت رحیمی

دوم تیر تا دوم مرداد ۱۳۹۶

گالری آفرینش های معاصر، اصفهان
گالری اکنون, اصفهان, ایران

شاخصه اصلی هنر قرن نوزدهم استیلا درک ملی گریانه از هنر بود ناشی از یک قوم شناسی استعماری و بر اساس تفکری مدلی دیکوتومی از جهانی. کشورهای بسیار توسعه یافته اربابان استعمار در یک طرف و کشورهای توسعه نیافته و تحت استعمار و ظلم و ستم و در طرف مقابل بودند. در اوایل قرن بیستم به این مدل ویژگی های دیگر اضافه شد و تناقضات عمیق ترشدند. در حالیکه درک هنر آوانگارد از مدرن، مردانه، آینده گرا، جهانی، بین المللی و محتوایی بود د روبروی ، مفهوم هنری "بدوی" به عنوان سنتی، قومی، زنانه، احساسی و فیزیکی از سوی دیگر قرار داشت. در حالیکه دوران جنگ جهانی دوم می توان وقفه تاریخی تحولات هنری دید، احتمالا در ده شصت برای اولین بار واژه "جهانی شدن" فراگیر شد، که این ایده در ده هشتاد منجر به استهلا "تغییر به دوران جهانی" شد. مدل "هنر جهان" پشت سر گذشته شد و جایگزین ان روندی از برگزاری"دوسالانه‌های بین‌المللی جهانی" شد که با یک جمعیت در حال رشد از کیوراتورها, نماینده و دلالهای بین المللی به طور فزاینده نمایشگاه هایی با هنر منطقه و بین المللی ارائه دادند. بنابراین تغییر یک هنر مدرن (غربی) به عنوان یک "هنر معاصر " تبلیغ و پروپاگاندا شده, و با برگزاری فزاینده ای از دوسالانه در مناطق مختلف در سراسر جهان، دوگانگی بین مرکز و پیرامون را از میان برد. "هنر جهان" به عنوان هنر همه زمان ها و قم و ملیتها، که در دوران استعمار در غرب آوری و در موزه ها انباشته میشدند, توسط یک هنر جهانی جایگزین شدند، ولی تنها ظاهرا در ارتباط با هنر "غیر-غربی" است, که در ان تنها هنرمندانی میتوانند ورود کننند که به منشاء خود اشاره کرده و به عنوان "سرویس-هنر", "مغایرت" خود را دائمان مطرح نمایند. در نتیجه تعداد زیادی از این هنرمندان کشورهای خود را ترک کرده و برای ادامه کار در آن آنجا آثار خود را عرضه در بازار میکنند که آثارشان به عنوان اکسوتیک "عجیب و غریب یا بیگانه " قابل عرضه در بازار هستند. آنها یا باید بدون قید و شرط وفق دهند و یا به این تن دهند که به لحاظ "ایدئولوژیک مختلف» یعنی به عنوان سنتی, صنایع دستی، دهاتی بودن و نه به عنوان "معاصر" در نظر گرفته شوند. در واقع به این صورت مدرنیته ادعای جهان شمولی خود را ادامه میدهد. هنر"مرموز/ بیگانه" درست عرضه در بازار، اما قابل درک نیست. یکی از جنبه های سامانه‌ معاصریت شکاف بین نسلها است: در ایران، که در آن هنر "مدرن" در اواسط قرن بیستم نشانه یی سنتی و اسلامی داشت, در عصر جهانی بدون هنرمندان نسل های قدیمی تر را در "تاریخ هنر معاصر" ادغام کردند بدون اینکه این هنرمندان در واقع در تحول "هنر معاصر" نقشی بازی کرده باشند. به عنوان مثال، میتوان جریانی هنری مکتب "سقاخانه" دید. که در دههٔ ۱۳۴۰ شمسی با استفاده از عنصرهایی از هنر مدرن و برخی از عنصرهای تزیینی هنرهای سنتی و دینی، در ایران شکل گرفت. "هنر جهانی" عمدتا خادم منافع اقتصادی است، به همان صورت که جهانی شدن را جنگ قدرت برای بدست آوردن بازارها میتوان دید. در سال ۲۰۰۸، در کنفرانس بین المللی هنر دبی"هنر" (به خصوص هنر خاورالمیانه) عنوان یک کسب و کار مطرح و بویژه جنبه‌های استراتژیک آن برسی شد. که باید از لحاظ اقتصادی توسعه یابد 

"حمایت از هنر در عصر کسب و کار" میز گرد در مرکز مالی بین المللی دبی ، ۱۸ مارس ۲۰۰۸ – مشکلات عمیقی برای طراحی یک نقشه جهان "هنر جهانی" مشخس میشود زمانی که برای ایران و وابستگی جغرافیایی فرهنگی ان را در نظر بگیریم: آیا ایران بخشی از منا (منا به معنی خاورمیانه و شمال آفریقا اصطلاحی می‌باشد که برای نامیدن کشورهای عمده تولیدکننده نفت که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارند به کار می‌رود) است و یا فضای فرهنگی مستقل است؟

در عمل نمایشگاه های فعلی در ایران می توان گفت که در بسیاری از موارد آثار ارائه شده منعکس احساس پوچی، , سردرگمی و فقدان ژرفانمایی یا پرسپکتیو هستند. با مجرایی متکی بر به اصطلاح "هنر مدرن ایرانی" در تراکم گیج کننده از سبک های مختلف دوران هنر(امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم، سوررئالیسم، کوبیسم و ​​رئالیسم) گذشته گرایانه با داشتن حس نوستالژیک نسبت به حوادث گذشته: احیای سلسله های ناموفق و اظهار تأسف از قیام های مردمی نافرجام. به امید اتصال به جوامع غربی و «جهان آزاد» فاقد، یک چشم انداز برای تغییر در وضع موجود. گاهی اوقات نیز نسخه از استراتژی های هنر غربی بدون اشاره مستقیم به زمینه و تاریخ شرایط تولید ان

مشکلات محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نسبتا طنین کمی در هنر معاصر کشورجا پیدا میکنند. در صورتی که تهران در میان دیگر شهرهای آلاینده دنیا قرار دارد. شاید مانند سال‌های دهه ۵۰ در رتبه اول قرار نگیرد، ‌اما ساکنان این شهر ۱۲ میلیونی، ‌۴ ماه از فصل سرد سال را به طور تقریبا دایم هوای مسموم تنفس می‌کنند و همچنین کمبود آب مشکلات غالب محیط زیستی هستند. سرمایه داری تهاجمی، تبعیض و وضعیت نابرابر زنان،آمار در حال رشد جرم و جنایت ، ویرانگری استفاده از مواد مخدر، تعداد بالای بیکاری و مهاجرت روستاییان به شهر، عدم وجود یک جامعه مدنی و فقد چشم انداز در بین جوانان تشریح وضعیت اجتماعی-سیاسیت. تاثیر تحریم های بین المللی و پیامدهای انقلاب اسلامی در سال 1979 این کشور را در یک حالت دائمی بین لتارژیو امید قرار داده. شاید دلایل و منشا این مسئله ها جابجایی یا محلی سازی هنر ایران در زمینه "هنر جهانی" باشد, که در ان روبرویی است که هنرمندان با شکافت و آشفتگی هویتی که توسط مدرن بوجود آمده بود

همچنین وضعیت هنری توسط شرایط غامض نمایشگاهی شکل گرفته. از طرفی، تقربا مکانی با بودجه عمومی برای نمایش هنر مستقل وجود ندارد, به علاوه، بخش گالری در تأثیر و اهمیت رشد کرده است، تا اینجا است که تا کنون کم و بیش تنها امکان اراء عمومی برای یک هنرمندان است. با این حال، در اینجا یک جمع کلکسیونرهای شخصی نفوذ زیادی دارند, که مفهوم هنریشان تابع و متمکز بر روی جنبه تزئینی هنر است. همچنین لازم به ذکر است که نشریات در مورد هنر معاصر ترجمه و در دسترس هستند. کاتالیز شده توسط اینترنت به هر حال آغازیست ظریف است برای ارتباطی تقریبا همزمان با هنر در زمینهای عکاسی، چیدمان، پرفورمنس و ویدئو, که متاسفانه به علت عدم آموزش دانشگاهی در مواردی تنها تقلیدی صرف و کپی مدل های غربی می انجامند

"پروژه کپی/ پست" امکانی است برای یک تماس مستقیم با صحنه هنر معاصر ایران, و میتواند سهمی باری یک رویکرد پایدار باشد. "کپی / پیست"می خواهد عملکردِ هنری پدیده‌ی تکثیر و تکرار و نسخه برداری را بررسی کند. پدیده ای آشنا اما نه چندان مرور شده که در جاهای مختلف جهان تعریفش متفاوت است. تا آنجا که به خاورمیانه مربوط است "کپی / پیست" همچون سراب، فاقد یک واقعیت ملموسِ فرهنگی ست و کامل و عملگرایانه ترجمه نشده. از آن سو، کنکاش در پدیده‌ی نسخه برداری یا کپی کردن، ریشه ای عمیق در گفتمان فرهنگ اروپایی دارد. آنجا، نسخه برداری متعدد "هاله" زداست. همچنین، نسخه برداری در آنچه هنر اسلامی می خوانیم و نیز نوعِ برخورد با متنِ نوشتاری نزدِ سنت گرایان، دارای نقشی قدرتمند است و شخصیتِ هنری، فکری و جهان بینی هر نهاد را بازتاب می دهد

"والتر بنیامین" در مقاله ای به نام "اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی" برای اولین بار تکنیک ها و اصول زیبایی شناسی کپی کردن را به چالش کشید. بنا برعقیده‌ی او "هاله" (که او "اورا" می خواند)، با "قابلیت تکثیر مکانیکی" ناپدید می شود. نسخه برداری متعدد از اثر اصلی، "اجازه‌ی به روز رسانی شدن آن را فراهم می کند" و پاسخگوی نیازهای متقاضیان است. البته، تغییر رسانه در ۵۰ سال گذشته و ظهور رسانه های الکترونیکی، اینترنتی و شبکه های اجتماعی، تمامِ تعاریف را دستخوش تغییر کرده است. با این حال به نظر می رسد دراینجا دیدگاه بنیامین همچنان به روز است

هنرِ اسلامی چون از تصویر سازی مستقیم منع شده، از نقشمایه های اسلیمی، طرح های هندسی و خوشنویسی هویت گرفته و شکیل شده است. هندسه و نفوذش محوراصلی زیبایی شناسی این منطقه‌ی فرهنگی است. تکرار یک شکل اولیه، تشکیل دهنده تزئینات اسلامی و نشان دهنده درک زیادی از فضاست. تکرار و بازنویسی یک متن مقدس که عملی شبه مذهبی بوده، به نفع یک ظاهر زیبا ودر راستای تحقق خلاقیت وشکوفایی احساساتِ خوشنویسان، به پس زمینه رفت و از خوانایی متنی که با خطوط و حروف کج و شکسته تشکیل شده بود، کاست — در عصر دیجیتال و جهانی شدن پدیده‌ی نسخه برداری شتاب و شدت گرفته است. با وجود این که این مسئله با صنعت تبلیغات مرتبط است، در گفتمان‌های هنری و مناسباتِ فرهنگی (از جمله دوسالانه ها) به صورت مداوم به چالش کشیده می شود. هنرمندان نمایشگاه "کپی / پیست" محور اصلی کارخود را تاثیرِ نسخه برداری و تکثیر در مسائل فرهنگی، محیط زیست، اقتصاد، هویت ورسانه قرار دادند. به این صورت به پرسش سوالاتی می پردازند که تولید هنری؛ بیشتر از همیشه با آن روبرو است. مانند نویسندگی، حق چاپ، کپی رایت - کپی لفت، وغیره. ضمنا مشخص بودن منبع، کنترل و دستکاری اطلاعات از زیر عنوان های مرتبط با موضوعِ مورد نظر هستند. موضوع دیگر محدودیت نسخه است."نسخه های محدود" (یا چند نسخه ای) امکانی برای بازاریابی تعداد زیادی از یک اثر را فراهم کردند و می توان گفت شاید، عامل ترویج دموکراسی در بازار هنر شدند اما، منحصر به فرد بودگیِ اثر طبعا کمتر شد

مضامینِ دیگر پروژه شامل: هنر جعل و سرقت ادبی، اجرای مکرر وهمینطور برخورد با تبلیغات، رسانه های جمعی و تک محصولی هستند

"کپی / پیست" یک تلاشِ جدی فرهنگی و هنری ست تا با استاندارد های روزِ هنرِ دنیا، مجموعه ای در اختیارِ هنر ایران قرار دهد. "شهرامِ انتخابی" هنرمند و کیوریتورِفعال در هر دو منطقه،‌ این پروژه را ساخته و پیش برده است. تمامیِ هنرمندانِ شرکت کننده ساکنِ برلین هستند و بدون استثنا شخصیت های فعال هنر در سطحِ جهان اند. تمرکز بر روی هنرمندان مستقر در برلین، نه تنها به دلیل این واقعیت است که انتخابی خود در برلین زندگی می کند، بلکه برلین مرکز زندگی جامعه بزرگ هنرمندان بین المللی است. با نزدیک به ۴۵۰ گالری و همچنین حدود ۲۰۰ مکان غیر تجاری که در بیش از ۵۷۰۰۰ متر مربع فضای نمایشگاه, و سالانه با به نمایش گذاشتن بیش از ۶۰۰۰ هنرمندان از تمامی دنیا که در برلین میکننند, این شهر را کانونی بین المللی برای صحنه هنر میسازد

آثار اراء شده در نمایشگاه شامل کارهای انجام شده هستند (کندیس برایتز، بریگیت برنر، هی ژانگجو، کریستیان یانکوسکی، آناتولی شوورالف و وادیم زاخاروف) و پروژه های در حال انجام ( مونیکا بن ویچینی ، ماتیلده تر هاینه، هلموت + یوهانا کاندل، اگیل سربیونسون و کای شیمنز) که برای موقعیت های خاص در ایران ادامه خواهد داشت و در هر محل نمایش دوباره تولید خواهد شد

در میان هنرمندان نمایشگاه نمایندگان پاویون ملی در دوسالانه ونیز: کندیس برایتز (۲۰۰۵ و ۲۰۰۷), اگیل سربیونسون (۲۰۱۷), (وادیم زاخاروف ۲۰۱۳), مونیکا بن ویچینی (۱۹۹۹, ۲۰۰۰۱, ۲۰۰۵, ۱۲۰۱۱ و ۲۰۱۵) ، کریستین لار(۲۰۱۵) کریستیان یانکوفسکی (۱۹۹۹.۲۰۰۱) و آناتولی شوورالف (۲۰۰۹) شاخص اند

بریگیت برنر، ماتیلده ترهاینه، کارین ساندر، کریستین لار اساتید هنر در دانشگاه و آکادمی های اروپا هستند کریستیان یانکوفسکی کیوریتور "مانیفستا ۱۰" در زوریخ بود. هی ژانگجو، هلموت + یوهانا کاندل، کارین ساندر، کای شیمنز پروژه هایی در دوسالانه های بین المللی و موزه های بزرگ در سراسر جهان داشتند


Visit Factory TT in Instagram
Visit Factory TT on Facebook
Visit Factory TT on linkedin
Visit Factory TT on twitter
Visit Factory TT on Vimeo
Factory TT was initiated in 2015 by Shahram Entekhabi and Asieh Salimian.
NOTE: Factory TT is neither supported by any government, nor any political interest, ideology or religion.