شهر قصه ها

نمایشگاه هنر معاصرِ مکان محور

 

۷ تا ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

تهران، خیابان کریم خان زند، جنب انتشارات ثالث، پلاک ۱۵۴

 

کیوریتور: آسیه سلیمیان

 

هنرمندان: شهرام انتخابی | فرشاد آل خمیس | علیرضا جدی | مصطفی چوب تراش | زرتشت رحیمی | شهریار رضایی | علی سلطانی تهرانی |

روح انگیز صفری نژاد | نگار عالِم زاده گرجی | بابک کاظمی |

طراح گرافیک محمد رضا آل خمیس

 

بیشتر افسانه ها جنبه های جادویی، شگفت نگیز، ترسناك يا طنزآمیز داشته اند. اما در بیشتر مواقع به پایانی خوب می انجامیدند و شاید بهانه ای برای داشتن انگیزه و امید به زندگی بوده و نیز کاربردی اخلاقی و آموزشی داشتند و ریشه هایشان در شرایط زندگی، آئین ها، سنت ها و به طور کلی نحوه ی زندگی واقعی بود. هنرمندان این نمایشگاه از چارچوب روایت بهره برده اند و بر این مبنا، مسائل اجتماعی و فرهنگی، مانند نقش های جنسیتی، اخلاق، تاریخ، سیاست، محیط زیست و پیچیدگی های انسان را مطرح کرده اند. رویداد پیش رو نشانه ای است از اینکه روایت در هنر معاصر چگونه می تواند با توجه به رابطه میان تاریخ نگاری و تخیل گرایی، برای ثبت تاریخ در هنر معاصر، تبديل به تصوير شود.

از ویژگی های مهم آثار هنرمندان شهر قصه ها استفاده از انواع تكنيك و رسانه برای ساخت داستان هایی است که بر شرایط شهری مانند تهران تأکید دارند و به گونه ای اغراق آمیز از تخیل یا رؤیا که از سنتِ افسانه ها، قصه ها و تاریخ شفاهی می آید، بهره گرفته و در آثارشان بازتاب یافته است.

این نمایشگاه آثار هنری معاصری را نشان می دهد که از قصه های سنتی و افسانه های معاصر فارسی تفسیرهای جدیدی دارند. به بیانى دیگر، این پدیده های هنری، گویای كنش جديدى برای فهم نگرانی ها و دغدغه های اجتماعی، از جمله سوءاستفاده از قدرت، بی عدالتی، بهره کشی و مسائل مربوط به آنند.

شهر قصه ها بیانگر یکی از کارکردهای هنر معاصر است که می تواند با انتقال یا تحلیل از یک روایت و قصه داستانی ديگر بسازد یا بديلى نو پدید آورد. با توجه به توسعه ی تولیدات جنجال برانگیز و مستند در هنرهای تجسمی، این نمایشگاه تاریخ نگاری و مستندسازی را که در ارتباط با تولید پیش آماده ها برای انتشار در رسانه های جمعی و اخبار است، به نوعى به پرسش می گیرد.

 

این نمایشگاه با نگاهی اجمالى به موارد استفاده و سوءاستفاده از گذشته برای تعریف و شناسایی هویت ملی، به پیچیدگی های روش تاریخ نگاری در تولیدات رسانه های جمعی اشاره دارد.

با عنايت به افزایش تولید روایت های تاریخی در هنر معاصر، سینما، رسانه ها و شبکه های اجتماعی و... آیا می توان پیشبینی کرد که این تولیدات به مرور جایگزینی برای افسانه های ملی از فرهنگ های متفاوت خواهند بود؟ این هشداری است برای نابودی هویت فرهنگی و تبدیل شدن به انسانی شیشه ای در جامعه ای تشکل یافته و پیشاپیش برنامه ریزی شده. این تحولات با در نظر گرفتن چرایی و چگونگی جنجال برانگیزی در روایتگری، می تواند محرکی برای تحریف در تاریخ نگاری باشد.

و اینجاست که می توان پرسید نقش و جایگاه مخاطب در ساخت و ساز روایت چیست؟

هنرمندان این نمایشگاه، مخاطبان را با جنبه های مختلف کاربرد مسائل روایتگری و تاریخ نگاری در آثارشان روبه رو می کنند

شهرام انتخابی در مورد چیدمان ویدئو و طراحی شهر قصه می گوید این مردمان دغدغه مند، این جمعی که سخن از آن میرود اما، در تارو پود هستی خود چه دارند که آنها را از دیگران میتواند متمایز کند؟ سنتی که در آثار انتخابی به شکل موش و سوسکها و فیل خودنمایی میکند خاستگاهش کجاست؟ بیش از هر چیز این ادبیات کلاسیک فارسی است که سنت را نمایندگی میکند و داستانهای کهن فارسی جا به جا سخن از آدمی میگویند؛ خیالپرداز و سراسر تخیل نشین که قصه میگوید. شهر قصه، یکی از این بازخوانیهای افسانه ایست که در دوران معاصر بازتولید شده و روایتگر تضاد بیپایان انسان شرقی و مشخصا انسانِ ایرانی است. روایتی طنز آمیز اما تلخ که در آن طبقات اجتماعی ایران به سبکِ افسانههای قدیمی در حیوانات، این همانی شدهاند و تضاد دامن گیر انسان ایرانی را روایت میکنند.

در یک یک آثارِ بخش افسانه، به تضادِ این انسان پرداخته شده است. تضادی که در کندن از سنت یا ماندن در آن و تقابل با جهان مدرن تعریف میشود. انگار فیلِ چهار تکهی آبی رنگِ انتخابی، نه بازسازی تصویری از یک داستان خیالی، که همچون قصهی شهیرِ فیل در تاریکی، فیلِ داستانِ مثنوی باشد که نشان از نگاه چند پاره و خودخواهانهی هرکدام از ما راجع به واقعیت دارد. واقعیتی که هر کدام، بخشی از آن را بپسندیم، به عنوانِ کل واقعیت تعریف میکنیم. این نگاه یک جانبه است که اساس تضاد ماست و انتخابی چه خوب آن را بیان کرده. انسانی که مدام تغییر هویت میدهد و در هیچ هویتی هم پاینده نیست. در ویدئویی که انتخابی ساخته است، این انسانگاه دلقک میشود وگاه فیل وگاه انسان نشده باز شاخ در میآورد. این انسان شتر گاوپلنگ پر تضاد، هرگز نمیتواند یک دست وساده شود. تضادی که در این عدم ثبات هست؛ به حتم بعد از سی سال که از مهاجرت خود هنرمند میگذرد دست از سر او بر نداشته و انتخابی موفق شده است پا به دنیایی بگذارد که در آن هنر، واقعیت زندگانی هنرمند و جامعهای که از آن برخاسته را باز خوانی و ثبت میکند.

کلاژ خط خطی فرشاد آل خمیس، روایت داستان هنرمندی ست که با استفاده از خاطرات و انبوهی از یادداشت هایش شکل گرفته. آل خمیس در رابطه با اثر خود می گوید امروز من بر مبنای خاطرات و تجربیات گذشته شکل گرفته است . تصویری که خلق شده و شما نظاره گر آن هستید، هر تکه اش روایت گر قسمتی از زندگی من بوده، قسمتی از این خاطرات درگذر زمان کم رنگ شده و بخش های دیگر انگار همین دیروز اتفاق افتاده است . من متعلق به نسلی از جامعه ایرانی هستم که در گیرودار سنت و مدرنیته ، انقلاب و جنگ رشد کردم و بزرگ شدم و نتیجه این همه تضاد ، تصویری است مخدوش که به فراخور احوالات آن روزگار و شرایطی که بر من و دیگر مردمان جامعه گذشته هر دوره اش تعاریف و مرز بندی و ادبیات و تاریخ خودش را دارد. در دنیایی که ابتدا و انتها ندارد و آنچه هست استمرار است و تکرار ، چیزی جز خاطراتی خط خطی شده باقی نمی ماند.

دنیای ما پر از قصه های ناگفته و ناشنیده است. نقاشی های عظیم علیرضا جدی، مانند دری هستند رو به سوی مخزن عظیم ذهن و تصاویر و خاطراتی که به مدد تخیل، حیات و اعتبار می یابند. به درستی تخیل، ملکه تمامی قوای ادراکی ماست. علیرضا جدی در باره ی آثارش در این نمایشگاه می گوید تنها با یاد آوری و جان دوباره بخشیدن به خاطرات محبوس در حافظه و احساسات، تنهایی مان گسترش می یابد و به اقامتگاهی بدل می شویم که به روی قیل و قال بیرون مسدود است و از درون این خودکاوی دنیای درون، تصاویری زاده می شوند که انتخاب و به آنها حق انتخاب می دهیم..

روزانه حجم بسیار زیادی اخبار و گزارش از سراسر دنیا به ما می رسد. این حجم، گسترش یافته و منبع انتشار این گزارش ها در اکثر موارد برای ما نا آشنایند. زرتشت رحیمی را می توان رسانه ای دانست که از میان ما برآمده . رحیمی درباره نقاشی های با ابعاد بزرگش به نام یک جشن ناتمام، در این نمایشگاه می گوید نقاشی های من بازتابی از وضعیتی هستند که خودم و تا آنجایی که افق دیدم اجازه می دهد، اطرافیانم درگیر و دار آن قرار دارند. روایت، نقش مهمی در ارتباط بین کار من و مخاطب بازی می کند و در اصل کلید ورود است. جایی است که به حرفهای هم گوش می کنیم. هم من و هم مخاطب خود را در آینه ی داستان ها باز پیدا می کنیم، این داستان ها لزوما از منطق مشخصی پیروی نمی کنند بلکه همچون قطعه ای از یک رخداد نمایشی آمیخته از تخیل و واقعیت اند..

شهریار رضایی با چیدمان هایش به قهرمانان اسطوره ای می پردازد که می توان آنها را بخشی از هویت ملی دانست که امکان بردنشان به مکانی دیگر غیر ممکن است. شهریار رضایی برای اسطوره چمدان گرز رستم ، از مجموعه ی ای کاش آدمی وطنش را... می نویسد در طول تاریخ مهاجرت انسان ها بخشی از خودشان را جا گذاشته اند رفتن ممکن نیست بردن امکان پذیر نیست نه در مکان می شود جابجایشان کرد و نه در زمان در یک گذار تاریخی گیر افتاده ایم. چمدانی خالی و پر از حسرت پر از تهی پر از رویا پر از فراموشی. و من مدام این حسرت ها و رویا ها را بسته بندی می کنم برای ماندن برای از یاد نبردن برای ....

رضایی در چیدمان دیگرش در این نمایشگاه، اثر منشور آزادی از مجموعه ی مرگ در خانه ی ما ارثی ست، به دستکاری در تاریخ نگاری و تولیدات رسانه های جمعی می پردازد احمد شاملو در مجموعه ی شعر خود با عنوان ابراهیم در آتش شعری با نام اشارتی را به ایران درودی تقدیم کرده است. مضمون شعر درباره ی هنر نقاشی است و در بخش پایانی آن، شاملو خطاب به درودی سروده است تمام الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن در میانه نبود آزادی ما نگفتیم تو تصویرش کن این اثر تلاشی است برای به تصویر کشیدن تاریخ نگاری. روایتی است از آن چه بازنمایی و تکثیر نمی شود.

روح انگیز صفری نژاد با چیدمان سنگ صبور، داستانى استعارى از پديده ى روانى، فلسفى، اجتماعى همراه با رموز و معانى پنهان را بیان می کند، که به اهمیت و کاربرد مهمی که این روایت ها و قصه ها برای تک تک اعضای یک جامعه دارد، اشاره دارد. سنگ صبور خواستگاه مشترك قصه ها، جنبه روانى مشترك ميان بشر است و اين اساس مشترك به زمان هاى ماقبل تاريخ و آغازين بشرى باز مى گردد.

يكى بود يكى نبود. سنگ صبور تو صبور، من هم صبور

سنگ صبور، انگیزه ایست بین خود يا بخشى از نيروهاى روانى و درونى كه مى كوشد شناخت توانايى هاى خود را به تماميت برساند.

 

با اشاره به اینکه قصه ها همواره به پایانی خوب می انجامیدند و شاید بهانه ای برای داشتن انگیزه و امید به زندگی بودند نگار عالم زاده گرجی در چیدمان طپش این پایان نگاری را زیر سؤال قرار می برد امید، سالخورده ترین جنین دنیاست. زندانی انفرادی فراموش شده ای که از عمیق ترین حفره رحم کائنات، به تاریک ترین ترس های آدمیزاد نور می پاشد. نوری که انسان را از درون گرم می کند و در جادویی حیرت آور، یخ سکونش را می شکند و به پروازش وا می دارد. این شعبده ی هر شب امید است تا صبح، که درب سلول های مغز باز می شود و او به انفرادی همیشگی اش بازمی گردد تا انتظار بکشد. انتظار زایش. زایشی که تنها راه جوان شدن اوست. او که سالخورده ترین جنین دنیاست.

مصطفی چوب تراش در دوچیدمان، وقتی صندلی ها ادای جوجه تیغی در می آورند، در این نمایشگاه؛ به سوال با عنايت به افزایش تولید روایتهای تاریخی واینکه آیا این تولیدات جایگزینی برای افسانه های ملی خواهند بود؟ این گونه جواب می دهد در گذشته های دور، انسان همیشه ترس ها، دغدغه ها، هیجانات، خاطرات، اخبار و رویدادهای زمانه خود را بر روی سنگ ها و دیوارها حکاکی و نقاشی می کرد وبه این طریق احساسات خویش ورویدادها و دغدغه های زمانه خود را با انسان های هم زمانه اش و آیندگان به اشتراک می گذاشت. حال با وجود تکنولوژی، انسان با استفاده از فضای مجازی و رسانه هایی همچون تلویزیون و رادیو ......این کار را انجام می دهد. با این تفاوت که در گذشته این عمل انسان برای سالیان طولانی دوام داشت ولی در دوران کنونی در آنی، همه چیز تغییر می کند و با با آمدن یک اتفاق و یا خبر جدید ،خبر قبلی به سرعت فراموش می شود .

یک خصوصیت این آثار، این است که در ابتدا با یک فرم انتزاعی رو برو هستیم، ولی وقتی نزدیک می شویم جزییاتی را می بینیم که در نگاه اول دیده نمی شوند و این، ببینده را وادار به واکاوی و جستجو در کار می کند، خصوصیت دیگر اینکه یک نوع طنز و شوخ طبعی در کار ها است که آثار را از یکنواختی خارج کرده و برای ببینده جذاب تر می کند.

 

 

چیدمان علی سلطانی تهرانی با عنوان یادگاری، نشان دهنده ی نقش و جایگاه مخاطب در ساخت و ساز روایت است. وی با چیدمانش به این موضوع می پردازد که چه چیزی جز لایه های ابدی از ایده ها، تصاویر و احساسات مانند نیروی طبیعی و قدرتمند در مغز انسان انباشته و بایگانی می شود؟ همواره ایده های جدیدتر، تصاویر و احساسات، به آرامی در مغز انبار می شوند. آنها جانشینی به نظر می رسند که هر چه را قبل از آنچه اتفاق افتاده بود، زیر خود دفن می کنند. اما در واقع، هیچ چیزی به طور مطلق فراموش نمی شود. آنها مرده نیستند، خوابند. هیچ اشتیاق یا بیماری ای وجود ندارد که بتواند این انباشتگی لایه های جاویدان را بشکند. نوشتن یادگاری بر روی ویترین های تصاویر جنگ راوی خاطرات و دوری از یک رخداد اجتماعی ست که سلطانی تهرانی در چیدمان مشارکتی چند نگاشته اش به آن می پردازد. با اضافه شدن هر لایه، تصویر در زیر انبوهی که مدام بر آن افزوده می شود محو می گردد. این نمایانگر نحوه ی به خاطرسپاری و ثبت رویدادهای تاریخی است. در این چیدمان علی سلطانی تهرانی به موضوع جنگ می پردازد، یکی از مهمترین و دردناک ترین دوران هر ملت که نباید به فراموشی سپرده و مابین انبوهی از قول ها و یادبودها مفقود شود.

در پایان بابک کاظمی در چیدمان باشگاه خاورمیانه، روایتی از نفت و مردم خاورمیانه را بیان می کند. وی از باشگاهی سخن به میان می آورد که نمادی از این کشورهاست و اتفاقات داخلی و خارجی که در آن رخ می دهد، همانند مشت مداومی ست که قهرمانان بکس و مردم عادی به کیسه ها می کوبند و نتیجه ای جز صدمه و استهلاک برای هر دو طرف ندارد.

 

 

آسیه سلیمیان

فروردین

Factory TT encourages encounters of international intellectuals, scholars and the public with emerging Iranian artists to create possibilities to produce new bodies of work and to respond to cultural, economic, and social contexts as an essential foundation for a further development of contemporary art in Iran. Factory TT challenges the Iranian art scenes status quo. It was initiated in 2015 by Shahram Entekhabi | Asieh Salimian.

 

Follow Us on Social Media

 

 

NOTE: Factory TT is neither supported by any government, nor any political interest, ideology or religion.